تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

144

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

و ملاك در سبق بالتجوهر تقرر الشىء و قوام الشىء است . چنان كه آخوند در كفايه در اجزاء داخليه فرموده است : « 1 » اجزائى مثل حمد و سوره و ركوع و سجود ، وجودات وحدانى و جداگانه‌اى هستند به طورى كه بدون ايجاد آشنايى بين آنها ، بيگانه و ناشناس از هم ، تقرر داشته‌اند ، بعد يك اعتبار وحدت بين اين متقررات منفكهء از هم ، مىنماييم . اين است كه فقها گفته‌اند : قصد عنوان لازم است . « 2 » و ملاك در سبق بالحقيقه ، كون مطلق ؛ اعم از بالاصل و بالتجوّز است ، يعنى مطلق الكون سواء كان بالحقيقه او بالمجاز تا اينكه اين مطلق الكون بين متقدم و متأخر مشترك باشد ؛ چنان كه در وجود و ماهيت اصل الكون و التحقق بالحقيقه اولًا براى وجود و بالمجاز و العنايه براى ماهيت ثابت مىشود . ملاك در سبق سرمدى كون به متن الواقع و حاق الاعيان است . و در سبق دهرى كون در وعاء دهر است كه براى بدايع و مبدعات است . و شرح اين مجمل به طورى كه پرده از روى معنى برداشته شود اين است : از چيزى كه ماهيت دارد مىتوانيم دو مفهوم از دو حيث انتزاع كنيم ، از اصل وجود آن ، كه قطعه و تكه‌اى از اين نور منبسط است ، يك مفهوم و از محدوديت و حد آن تكه و قطعه ، مفهوم ديگرى انتزاع كنيم ، اين است كه مىگوييم : « الانسان موجودٌ » غير اين است كه مىگوييم : « اللّه موجودٌ » ؛ چون اگر معناى واجب الوجود را فهميده كه صرف الوجود و بحت الوجود است و آنچه را كه سابقاً گفتيم كه : « الحق ماهيته انّيته » « 3 » بدانيم ، معناى آن اين است كه حقيقت او صرف وجود است و در مرتبهء ذات وجود صرف است لا غير . و دو اصطلاح در ماهيت است « 4 » : يكى تحقق الشىء و كون الشىء و ما به هو هو ، و

--> ( 1 ) - كفاية الاصول ، ص 90 . ( 2 ) - رجوع كنيد به : جواهر الكلام ، ج 9 ، ص 154 - 159 ؛ عروة الوثقى ، ج 1 ، ص 614 . ( 3 ) - شرح منظومه ، بخش حكمت ، ص 21 . ( 4 ) - اسفار ، ج 1 ، ص 413 و ج 2 ، ص 2 .